۱۵ فیلم با موضوع آنارشیسم که حتما باید ببینید!

۱۵ فیلم با موضوع آنارشیسم که حتما باید ببینید!

آنارشیسم معمولاً با بی‌نظمی، آشوب یا نفی هرگونه قاعده یکی گرفته می‌شود اما بیش از آنکه دعوت به هرج‌ومرج باشد، پرسشی رادیکال درباره‌ قدرت است: اینکه چه کسی حق فرمان‌دادن دارد و چرا. آنارشیسم از دل تردید نسبت به اقتدارهای متمرکز شکل می‌گیرد و به‌جای اتکا به دولت، سلسله‌مراتب و اجبار، بر امکان سازمان‌یابی افقی، مسئولیت فردی و همکاری داوطلبانه تأکید می‌کند. همین تنش دائمی میان آزادی و نظم، رؤیا و واقعیت، آنارشیسم را به ایده‌ای جذاب برای روایت‌های سینمایی بدل کرده است؛ جایی که شخصیت‌ها نه فقط با قانون، بلکه با معنای قدرت، اطاعت و انتخاب اخلاقی روبه‌رو می‌شوند.

در حال و هوای این روزها  آنارشیسم دوباره به موضوعی قابل تأمل بدل شده‌است که می‌تواند به‌مثابه زاویه‌ای برای فکر کردن به مفهوم قدرت به کمک ما بیاید. فیلم‌هایی که در این نوشتار معرفی می‌کنیم، تلاشی هستند برای دیدن این پرسش‌ها در قالب روایت‌های انسانی و پیچیده؛ روایت‌هایی که به‌جای پاسخ‌های ساده، ما را وادار می‌کنند نسبت خودمان را با نظم، اعتراض و مسئولیت فردی دوباره بسنجیم.

۱. خوشه‌های خشم
جان فورد | ۱۹۴۰

خلاصه داستان: تامی پس از گرفتن عفو مشروط، از زندان آزاد شده و نزد خانواده‌اش برمی‌گردد. او متوجه می‌شود که اهالی آن منطقه (اکلاهما) مجبور به ترک زمین و خانه‌هایشان شده‌اند و خانواده‌ی خودش نیز، آماده‌ی سفر به کالیفرنیا برای کار و ادامه زندگی است و ...

فیلم فورد مواجههٔ مستقیم سینمای کلاسیک هالیوود با شکست اخلاقی سرمایه‌داری است. نظم حقوقی و اقتصادی نه‌تنها از فرودستان حمایت نمی‌کند، بلکه ابزار حذف آن‌هاست. آنارشیسم در فیلم در قالب کنش جمعی بی‌رهبر و ضدنهاد ظاهر می‌شود؛ همبستگی‌ای که خارج از قانون شکل می‌گیرد. فورد بدون رمانتیزه‌کردن شورش، نشان می‌دهد اخلاق اجتماعی تنها زمانی زنده می‌ماند که از ساختار رسمی جدا شود. قدرت فیلم در این است که نافرمانی را امری ناگزیر، نه قهرمانانه، تصویر می‌کند.

۲. یک محکوم به مرگ گریخت
روبر برسون | ۱۹۵۶

خلاصه داستان: فیلم بر پایه خاطرات آندره دوینی ساخته شده است؛ فونتن یک زندانی جنگی است که در طول جنگ جهانی دوم در زندان مونتلوک نگهداری می‌شد و می‌خواهد از زندان فرار کند...

برسون در این فیلم اقتدار را به حداقل عناصرش تقلیل می‌دهد: دیوار، زمان، دستور. زندان در فیلم یک ساختار انتزاعی قدرت است، نه صرفاً مکان فیزیکی. مقاومت قهرمان نه سیاسی است و نه نمایشی؛ کنشی است دقیق، فردی و کاملاً عقلانی. آنارشیسم برسونی بر نفی کامل منطق سیستم بنا شده، نه بر درگیری مستقیم با آن. فرار، بازپس‌گیری خودمختاری است، نه پیروزی ایدئولوژیک.

۳. شورش بی‌دلیل
نیکلاس ری | ۱۹۵۵

خلاصه داستان: سه دانشجوی جوان، شامل دو پسر و یک دختر که دچار مشکلات عاطفی و خانوادگی نیز هستند، به بازی‌های خطرناکی دست می‌زنند که ...

فیلم بحران اقتدار را در سطح خانواده و جامعهٔ مصرفی نشان می‌دهد. شخصیت‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که قواعدش هنوز پابرجاست اما معنایش فرو ریخته. آنارشیسم اینجا پیشاسیاسی است: طغیان بدون زبان نظری. نیکلاس ری شکاف بین نسل‌ها را به‌عنوان نشانه‌ای از زوال نظم اخلاقی تصویر می‌کند. خشونت و بی‌قراری نوجوانان، نشانهٔ فقدان هرگونه مرجع معتبر است.

۴. بانی و کلاید
آرتور پن | ۱۹۶۷

خلاصه داستان:  فیلم بر اساس ماجرای واقعی یک زوج بانک‌زن به‌نام‌های بانی پارکر و کلاید بارو که در دهه ۱۹۳۰ توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده بودند، ساخته شده‌است...

فیلم نقطهٔ گسست سینمای آمریکا از اخلاق کلاسیک است. بانی و کلاید نه قربانی‌اند و نه اصلاح‌طلب؛ آن‌ها منطق قانون را اساساً نمی‌پذیرند. پن با زیبایی‌شناسی خشونت، جرم را به کنش ضدسیستم بدل می‌کند. آنارشیسم فیلم در پی جایگزینی نظم نیست، بلکه از نابودی آن لذت می‌برد. مرگ قهرمانان، پایان اخلاقی نیست، بلکه نتیجهٔ اجتناب‌ناپذیر برخورد دو منطق ناسازگار است.

۵. زد
کوستا-گاوراس | ۱۹۶۹

خلاصه داستان: در کشوری که در فیلم نامی از آن نمی‌برند فردی مخالف حکومت بعد از سخنرانی‌اش مورد حمله قرار می‌گیرد و کشته می‌شود…

«زد» نمایش عریان همدستی دولت، ارتش و دستگاه قضایی در تولید سرکوب است. فیلم اصلاح‌ناپذیری ساختار قدرت را مفروض می‌گیرد. حقیقت تنها خارج از نهادهای رسمی امکان ظهور دارد. آنارشیسم فیلم، تحلیلی و سیاسی است، نه احساسی. مقاومت در «زد» به معنای افشای سازوکار قدرت است، نه تصرف آن.

۶. ایزی رایدر
دنیس هاپر | ۱۹۶۹

خلاصه داستان: دو موتورسوار، به نام‌های بیلی و وایات که برای به دست آوردن آزادی کامل در روش زندگی خود، دست به یک معامله کوکائین زده‌اند، پول‌های به‌دست آمده را در جداره باک موتور خود جاسازی ک

رده و ...

«ایزی رایدر» آنارشیسم را از حوزهٔ سیاست به سبک زندگی منتقل می‌کند. قانون، خانواده و اخلاق مسلط، نه به‌عنوان دشمنی فعال، بلکه به‌مثابه ساختارهایی بی‌معنا کنار گذاشته می‌شوند. آزادی فردی جایگزین هرگونه پروژهٔ جمعی می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که حتی این آزادی رادیکال نیز در نهایت توسط جامعهٔ محافظه‌کار تحمل نمی‌شود. مرگ پایانی، شکست رؤیای آنارشیستی نیست، بلکه افشای ناتوانی جامعه در پذیرش آن است.

۷. پرتقال کوکی
استنلی کوبریک | ۱۹۷۱

خلاصه داستان: در زمانی (در آینده) در لندن، الکس دلارج رئیس یک گروه دوستانهٔ بزهکار است. یک شب که به دنبال انجام یکی از آن «خشونت‌های افراطی» می‌روند، ابتدا پیرمردی ولگرد را کتک می‌زنند و ...

کوبریک آنارشیسم را به شکلی رادیکال و مسئله‌ساز مطرح می‌کند. الکس نمایندهٔ آزادی مطلق فردی است؛ آزادی‌ای که به خشونت بی‌دلیل منتهی می‌شود. فیلم هیچ‌گاه او را توجیه نمی‌کند، اما سرکوب دولتی را نیز مشروع نمی‌داند. نزاع اصلی، میان بی‌نظمی اخلاقی فرد و نظم مکانیکی دولت است. آنارشیسم اینجا به بحران فلسفی آزادی تقلیل می‌یابد، نه یک موضع سیاسی ساده.

۸. برزیل
تری گیلیام | ۱۹۸۵

خلاصه داستان: سَم لوری، یک کارمند دون‌پایه بروکرات که در جهانی دیستوپیایی زندگی می‌کند، سعی می‌کند زنی را که در رؤیاهایش ظاهر می‌شود پیدا کند و ...

«برزیل» تصویری کابوس‌گونه از بوروکراسی است که خود به هدف بدل شده. نظم دیگر حتی ادعای عدالت هم ندارد؛ فقط بازتولید می‌شود. مقاومت قهرمان فیلم نه انقلابی است و نه مؤثر، بلکه خیال‌پردازانه و شخصی است. آنارشیسم در اینجا به‌شکل گریز ذهنی از ساختاری کاملاً بسته ظاهر می‌شود. فیلم نشان می‌دهد در جهانی چنین منجمد، حتی شورش نیز به فانتزی فروکاسته می‌شود.

۹. قاتلان بالفطره
الیور استون | ۱۹۹۴

خلاصه داستان: میکی ناکس و مالوری، دو قربانی ناملایمات روانی دوران کودکی هستند که عاشق یکدیگر شده و مرتکب قتل‌های زنجیره‌ای می‌شوند و ...

استون آنارشیسم را در هم‌زیستی خشونت و رسانه بررسی می‌کند. شخصیت‌ها نه علیه سیستم، بلکه در دل آن به اسطوره تبدیل می‌شوند. فیلم مرز میان اعتراض و بازنمایی را از بین می‌برد. خشونت دیگر کنش سیاسی نیست؛ محصول چرخهٔ مصرف رسانه‌ای است. آنارشیسم «قاتلان بالفطره» خودویرانگر و کاملاً جذب‌شده در فرهنگ تماشاگر است.

۱۰. نفرت
متیو کاسوویتس | ۱۹۹۵

خلاصه داستان: فیلم درباره سه پسر جوان است که برای زنده ماندن در حومه شهر تلاش می‌کنند...

«نفرت» تصویر نسلی است که کاملاً بیرون از نظم اجتماعی قرار گرفته، اما جایگزینی هم برای آن ندارد. قانون صرفاً به‌عنوان نیروی سرکوب دیده می‌شود، نه مرجع نظم. خشونت، واکنشی کور به انباشت تحقیر است. آنارشیسم فیلم فاقد رمانتیسم است؛ سرد، روزمره و فرساینده. پایان فیلم نشان می‌دهد که این وضعیت نه انفجاری، بلکه تکرارشونده است.

۱۱. ترنسپاتینگ
دنی بویل | ۱۹۹۶

خلاصه داستان: مارک رنتون، جوان بیکار و معتاد به هروئین که با والدینش در لیت زندگی می‌کند، بیشتر وقتش را با دوستان مصرف‌کننده‌اش می‌گذراند و ...

فیلم بویل آنارشیسم را در قالب انصراف کامل از قرارداد اجتماعی تصویر می‌کند. شخصیت‌ها نه در پی تغییر جهان‌اند و نه حتی مخالفت فعال با آن؛ آن‌ها به‌سادگی کنار می‌کشند. انتخاب اعتیاد، انتخاب «هیچ‌چیز» در برابر الزامات زندگی نرمال است. آنارشیسم اینجا فردی، موقت و فاقد پیامد سیاسی است. فیلم نشان می‌دهد که نفی نظم بدون جایگزین، نهایتاً به بازتولید همان نظم می‌انجامد.

۱۲. باشگاه مشت‌زنی
دیوید فینچر | ۱۹۹۹

خلاصه داستان: نورتون نقش راوی بی‌نام داستان را بازی می‌کند که از شغل کارمندی خود ناراضی است؛ او به همراه یک فروشنده صابون، تایلر داردن، یک «باشگاه مبارزه» تشکیل می‌دهد و با زنی فقیر اما جذاب به نام مارلا سینگر آشنا می‌شود و ...

«باشگاه مشت‌زنی» آنارشیسم را به پروژه‌ای سازمان‌یافته و شبه‌فرقه‌ای تبدیل می‌کند. نفی مصرف‌گرایی به تخریب نمادین سرمایه می‌رسد. فیلم آگاهانه مرز میان رهایی و فاشیسم را مخدوش می‌کند. آنارشیسم داردن، نه آزادی‌بخش، بلکه اقتدارگرایانه است. فینچر نشان می‌دهد که حتی شورش ضدسیستم می‌تواند به بازتولید سلطه منجر شود.

۱۳. وی برای وندتا
جیمز مک‌تیگو | ۲۰۰۵

خلاصه داستان: وی که یک جنگجوی آنارشیست است، تلاش می‌کند تا از طریق اقدامات تروریستی انقلاب کرده و حکومت را سرنگون کند...

فیلم آنارشیسم را به اسطوره‌ای قابل‌مصرف بدل می‌کند. «وی» بیش از آنکه کنشگر سیاسی باشد، یک نماد است. خشونت در قالب نمایش، مشروعیت پیدا می‌کند. روایت، پیچیدگی آنارشیسم را ساده‌سازی می‌کند و آن را به داستانی قهرمان‌محور تقلیل می‌دهد. این فیلم نمونهٔ انتقال آنارشیسم از تفکر انتقادی به فرهنگ عامه است.

۱۴. جوکر
تاد فیلیپس | ۲۰۱۹

خلاصه داستان: آرتور فلک دلقکی است که به یک اختلال عصبی ناخوی

شتن‌داری عاطفی دچار است، بعد از اینکه آرتور مورد حمله و ضرب و شتم اوباش قرار می‌گیرد...

«جوکر» آنارشیسم را از هرگونه برنامه یا نظریه تهی می‌کند. خشونت، نتیجهٔ فروپاشی روانی و اجتماعی است، نه انتخاب سیاسی آگاهانه. جامعه‌ای که فاقد سازوکار همدلی است، ناخواسته چهره‌ای اسطوره‌ای از آشوب می‌سازد. فیلم مسئولیت را هم‌زمان از فرد و سیستم می‌گیرد. آنارشیسم اینجا به وضعیت بدل می‌شود، نه موضع.

۱۵. جنگ داخلی
الکس گارلند | ۲۰۲۴

خلاصه داستان: تیمی از روزنامه‌نگاران در زمانی  که دولت به یک دیکتاتوری دیستوپیک تبدیل شده و شبه نظامیان افراطی حزبی مرتباً مرتکب جنایات جنگی می‌شوند، تلاش می‌کنند زنده بمانند...

گارلند آنارشیسم را در مقیاس کلان و پساایدئولوژیک بررسی می‌کند. جنگ دیگر نتیجهٔ تقابل آرمان‌ها نیست، بلکه محصول فروپاشی معناست. قدرت فاقد مرکز است و خشونت خودبسنده. فیلم تصویری ارائه می‌دهد که در آن حتی آنارشیسم هم تهی شده است. آنچه باقی می‌ماند، صرفاً هرج‌ومرجی است که دیگر نامی برایش وجود ندارد.

ارسال دیدگاه

    هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.