این بار برای معرفی فیلم به سراغ آثار تاریخی آمدهایم؛ ۱۵ فیلم و سریال که تاریخ معاصر ایران را دستمایه روایت خود قرار دادهاند. این آثار، تاریخ معاصر ایران را توضیح نمیدهند؛ آن را مسئلهمند کرده و هر کدام تکهای از پازل ایران معاصر را از زاویهای متفاوت به ما نشان میدهند.
تماشای این فیلمها تمرینی است برای دیدن تاریخ معاصر بهمثابه یک تجربه انسانیِ پرتنش. آنچه که امروز تجربه میکنیم، حاصل تصمیمهایی است که در طول تاریخ گرفته شده؛ تصمیمهایی که بسیاری از آنها هنوز موضوع مناقشه هستند. اگر بخواهیم درباره امروز دقیقتر فکر کنیم، هر یک از این آثار میتوانند نقطه مناسبی برای شروع تفکر باشند.
۱. در چشم باد
مسعود جعفری جوزانی

سریال «در چشم باد» روایت زندگی یک خانواده ایرانی است که سرنوشتشان با تحولات بزرگ تاریخ معاصر گره میخورد. داستان از نهضت جنگل آغاز میشود و با عبور از جنگ جهانی دوم، ملیشدن نفت و انقلاب اسلامی ادامه مییابد. تاریخ در این سریال صرفاً پسزمینه نیست، بلکه نیرویی است که شخصیتها را شکل داده و تغییر میدهد. اثر تلاش میکند نشان دهد تصمیمهای سیاسی چگونه زندگی فردی را دگرگون میکنند. وسعت زمانی و نگاه ملی، این سریال را به یکی از مهمترین آثار تاریخی تلویزیون تبدیل کرده است.
۲. کوچک جنگلی
بهروز افخمی

«کوچک جنگلی» روایتگر نهضت جنگل و رهبری میرزا کوچکخان در شمال ایران است. سریال، جنبشی مردمی را به تصویر میکشد که میان آرمانخواهی، فشار قدرتهای خارجی و اختلافات داخلی گرفتار میشود. میرزا شخصیتی اخلاقمدار و مستقل دارد که حاضر نیست به بهای پیروزی، اصول خود را کنار بگذارد. اثر نشان میدهد چگونه سیاستهای جهانی و خیانتهای داخلی، یک جنبش ملی را فرسوده میکنند. در نهایت، سریال تصویری تلخ از شکست آرمانها در تاریخ معاصر ارائه میدهد.
۳. مدار صفر درجه
حسن فتحی

داستان «مدار صفر درجه» در فضای اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم میگذرد. روایت عاشقانه سریال بهانهای است برای نمایش فضای امنیتی و سیاسی آن دوره. اثر به موضوع نجات یهودیان و نقش ایرانیان در این فرآیند میپردازد، موضوعی که کمتر در آثار داخلی دیده شده است. شخصیتها میان اخلاق انسانی و فشارهای سیاسی دست به انتخاب میزنند. این سریال، تاریخ را از زاویهای انسانی و اخلاقی بازخوانی میکند.
۴. دلشدگان
علی حاتمی

«دلشدگان» فیلمی است که تاریخ معاصر ایران را از دریچه فرهنگ و هنر روایت میکند، نه سیاست مستقیم. داستان درباره گروهی از موسیقیدانان ایرانی است که در دوران قاجار تلاش میکنند هنرشان را به جهان معرفی کنند و در این مسیر با محدودیتها و تحولات اجتماعی روبهرو میشوند. فیلم نشان میدهد چگونه مدرنیته و تماس با غرب، هویت فرهنگی را هم تحت فشار قرار میدهد و هنرمندان را میان حفظ سنت و تغییرات جدید گرفتار میکند. فضای اثر سرشار از نوستالژی و حسرت است و تلاش میکند پیوند هنر با تاریخ را به شکل شاعرانهای به تصویر بکشد. در نهایت «دلشدگان» بیشتر از آنکه یک روایت تاریخی خشک باشد، روایت دلتنگی برای گذشته و فرهنگ ازدسترفته است.
۵. هزاردستان
علی حاتمی

«هزاردستان» یکی از مهمترین سریالهای تاریخی ایران است که تاریخ معاصر را بهصورت نمادین و فلسفی بازنمایی میکند. داستان در گذار از دوره قاجار به پهلوی اول شکل میگیرد و قدرت، فساد و توطئه را بهعنوان نیروی محرکه تاریخ نشان میدهد. شخصیتهای سریال بیشتر نماد جریانهای سیاسی و اقتصادی هستند تا افراد معمولی؛ به همین دلیل روایت، شکل یک نمایش بزرگ از مناسبات قدرت را به خود میگیرد. اثر میکوشد نشان دهد چگونه سیاستهای پشتپرده و بازیگران پنهان، سرنوشت یک ملت را رقم میزنند. «هزاردستان» در نهایت تاریخ را بهعنوان صحنهای از منافع و کشمکشهای قدرت تعریف میکند.
۶. کیف انگلیسی
سید ضیاءالدین دری

«کیف انگلیسی» سریالی است که به عمق نفوذ استعمار در ساختار سیاسی ایران میپردازد و تصویر روشنی از دوران سقوط قاجار ارائه میدهد. در این اثر، شخصیتها در فضایی پر از جاسوسی، معامله و وابستگی به قدرتهای خارجی حرکت میکنند و سریال تلاش میکند نشان دهد چگونه منافع بیگانه به تصمیمگیریهای داخلی شکل میدهند. سریال تأکید دارد که تاریخ ایران در این دوره نه فقط محصول تضاد داخلی، بلکه نتیجه فشار و دخالت قدرتهای جهانی نیز بوده است. شخصیت اصلی میان جاهطلبی فردی و وفاداری به وطن گرفتار میشود و این تضاد، محور درام را میسازد. در نهایت «کیف انگلیسی» یک روایت تلخ از ضعف نخبگان و آسیبپذیری یک کشور در برابر استعمار است.
۷. تنگسیر
امیر نادری

«تنگسیر» فیلمی اجتماعی-سیاسی است که با تمرکز بر جنوب ایران، تصویری از بیعدالتی و ستم در جامعه پهلوی ارائه میدهد. قهرمان داستان مردی است که در برابر ظلم و فساد محلی میایستد اما سیستم حقوقی و قدرت
مرکزی از او حمایت نمیکنند و همین موضوع او را به سوی واکنشهای شدید سوق میدهد. فیلم نشان میدهد چگونه فقر، نابرابری و فقدان عدالت، به خشم و بحران اجتماعی تبدیل میشود. فضای اثر، خشن و تلخ است و از هیچکدام از ظواهر زیباپردازی تاریخی استفاده نمیکند، بلکه واقعیت را با تمام تلخیاش نشان میدهد. «تنگسیر» در نهایت داستان یک اعتراض فردی را به نمادی از اعتراض جمعی تبدیل میکند.
۸. ستارخان
علی حاتمی

«ستارخان» فیلمی است که انقلاب مشروطه را از زاویه مقاومت مردم تبریز روایت میکند و نقش این شهر را در شکلگیری جنبش آزادیخواهی برجسته میسازد. ستارخان در این اثر نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه نمادی از اراده مردمی و ایستادگی در برابر استبداد است. فیلم نشان میدهد چگونه جنبش مشروطه از دل اعتراضات اجتماعی و خواستهای عمومی شکل گرفت و تنها یک پروژه سیاسی نبود. روایت، رابطه میان مردم، روحانیون، روشنفکران و نیروهای نظامی را در بستر تحولات تاریخی به تصویر میکشد. در نهایت «ستارخان» بر این موضوع تأکید دارد که تاریخ ایران معاصر محصول مبارزه مردم عادی است، نه فقط تصمیمهای نخبگان.
۹. استرداد
علی غفاری

«استرداد» فیلمی است سیاسی-تاریخی که بر جنبههای کمتر دیدهشده تاریخ معاصر ایران تمرکز دارد و تلاش میکند رابطه قدرت، جاسوسی و سیاستهای بینالمللی را بازنمایی کند. داستان حول محور یک پرونده حساس و پیچیده میچرخد که نشان میدهد چگونه دولتها و نهادهای امنیتی در پس پرده، منافع خود را دنبال میکنند و مردم عادی در این بازیها آسیب میبینند. فضای فیلم پر از تنش، راز و تقابل میان وفاداری و خیانت است و مخاطب را به دنیای زیرزمینی سیاست میبرد. «استرداد» در عین حال به مسئله هویت ملی و امنیت کشور نیز میپردازد و نشان میدهد چگونه تاریخ معاصر ایران در برابر فشارهای خارجی مقاومت کرده است. در نهایت، اثر یک داستان جنایی-سیاسی را به نمادی از مبارزه برای استقلال و عدالت تبدیل میکند.
۱۰. ماجرای نیمروز ۱
محمدحسین مهدویان

«ماجرای نیمروز» یک فیلم سیاسی-تاریخی است که به سالهای پرآشوب دهه شصت و فضای پس از انقلاب میپردازد. داستان حول یک تیم امنیتی میچرخد که در پی دستگیری شبکههای مخالف نظام و عوامل خرابکار است و این روند را با دقت و تنش روایت میکند. فیلم تلاش میکند نشان دهد چگونه در شرایط بحرانی، تصمیمها و عملیاتهای امنیتی شکل میگیرند و چه هزینههایی برای حفظ امنیت ملی پرداخت میشود. با این حال، اثر از نگاه صرفاً امنیتی فراتر میرود و تضادهای انسانی، شک و تردید و فشار روانی را نیز در مرکز روایت قرار میدهد. «ماجرای نیمروز» به دلیل فضاسازی واقعگرایانه و ساختار داستانی محکم، یکی از مهمترین آثار معاصر درباره دهه شصت محسوب میشود.
۱۱. وضعیت سفید
حمید نعمتالله و هادی مقدمدوست

«وضعیت سفید» سریالی است که دوران پس از انقلاب و فضای اجتماعی–سیاسی دوران جنگ را بررسی میکند. داستان به زندگی گروهی از مردم عادی میپردازد که روابطشان دچار تحول شده است. سریال با تمرکز بر زندگی روزمره، نشان میدهد چگونه موقعیتهای خاص تاریخی میتوانند بهتدریج به زیست اجتماعی نفوذ کنند و هویت فردی را دگرگون سازند.
۱۲. خاتون
تینا پاکروان

«خاتون» سریالی تاریخی است که روایت زندگی یک زن در بستر تاریخ معاصر ایران را محور قرار میدهد و از این طریق به تحولات اجتماعی و سیاسی کشور میپردازد. شخصیت اصلی، زنی با اراده و استقلال است که در مواجهه با اتفاقات مختلف، تلاش میکند هویت و زندگی خود را حفظ کند. سریال با تمرکز بر نقش زنان در تاریخ، نشان میدهد چگونه تغییرات سیاسی بر زندگی خصوصی افراد تاثیر میگذارد و زنان چگونه در این تغییرات فعال یا قربانی میشوند. فضای اثر ترکیبی از ملودرام و تاریخنگاری است و تلاش میکند پیوند میان تجربه شخصی و تاریخ جمعی را نشان دهد. «خاتون» در نهایت یک روایت انسانی از تاریخ است که تاریخ را از نگاه یک زن میخواند.
۱۳. امیرکبیر
سعید نیکپور

این سریال به زندگی و صدارت میرزا تقیخان امیرکبیر میپردازد و تصویری جدی از اصلاحات ناکام در ایران ارائه میدهد. روایت بر تقابل یک دولتمرد کارآمد با ساختار فاسد دربار قاجار متمرکز است. امیرکبیر در این اثر نماد عقلانیت، توسعه و استقلال سیاسی است که در برابر منافع درباریان شکست میخورد. سریال بهخوبی نشان میدهد چرا اصلاحات در تاریخ ایران بارها ناکام ماندهاند. پایان تراژیک امیرکبیر، هسته معنایی اصلی اثر را میسازد.
۱۴. لباس شخصی
امیرعباس ربیعی

لباس شخصی، یکی از نمونههای قابلتوجه سینمای سیاسی-امنیتی ایران در سالهای اخیر است که با دقت اجرایی و روایت منسجم، مخاطب را به دل یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر، یعنی دهه شصت و روزهای پایانی حزب توده میبرد و به موضوع نفوذ میپردازد. «لباس شخصی» بدون افتادن به دام شعارزدگی مستقیم، به
نزاع نظامهای معرفتی در آن برهه از تاریخ پرداخته و شخصیتهایی خلق میکند که خنثی نیستند. اثر خط نفوذ را تا بالاترین ردههای امنیتی کشور دنبال کرده و تماشاگر را وادار میکند منطق تصمیمها، مناسبات قدرت و سازوکارهای پنهان سیاست را با دقت و تیزبینی بیشتری دنبال کند.
۱۵. ضد
امیرعباس ربیعی

«ضد» با بهکارگیری مولفههای یک تریلر سیاسی، باز هم در ادامه نگاه فیلمساز به خط نفوذ است. «ضد»، به فضای پرتنش دهه شصت و درگیریهای سازمان مجاهدین در تابستان ۱۳۶۰ و بمبگذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی میپردازد. فیلم در بستر تاریخ معاصر، لحظهای را شکار میکند که ایدئولوژی در تقابل با زندگی قرار میگیرد و خواستن زندگی و عشق، گویی به نیرویی مزاحم و خطرناک بدل میشود! فیلم شخصیتی را ترسیم میکند که در میانه وفاداری سیاسی و کششهای فردی معلق مانده و همین تعلیق، موتور درام و معنای تاریخی فیلم است. «ضد» تاریخ معاصر را نه در سطح رخداد، بلکه در سطح تجربه زیسته انسان سیاسیشده روایت میکند؛ انسانی که باید میل خود را سرکوب کند تا بتواند در منطق ایدئولوژیک باقی بماند؛ و از این منظر، «ضد» پیشنهادی قابلاعتنا برای فهم روانِ سیاست در ایران معاصر است.
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.