درباره دوره
مدرس
محتوای آموزشی
نظرات کاربران
دورهای مرتبط
سلسله گعده؛ فلسفه سیاسی ایرانی چیست؟
آیا جامعه ایرانی میتواند بدون حذف دیگری، بدون ترس از گفتوگو و بدون فروکاستن سیاست به دشمنسازی یا سانسور، افق تازهای برای زیست مشترک بسازد؟
سیاست حذف و امکان گفتوگو در ایران امروز
در شرایط خطیر کنونی ایران، تلاقی خشم اجتماعی و تهدیدات خارجی، فضای گفتوگو را به بنبست کشانده و ترس از طرد شدن، منجر به گسترش خودسانسوری و فرسایش تفکر انتقادی شده است. وضعیتی که می توان با بازگشت به خرد شاهنامهای در آن تأمل کرد است. این خرد نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه ابزاری است برای به رسمیت شناختن تکثر درونی و بیرونی که مانع از فروپاشیدن انسجام هویتی جامعه میشود. چراکه اگر توان مدیریت تفاوتها و مفاهمه جای خود را به میل به حذف دیگری بدهد، جامعه پیش از هر تهدید بیرونی، با از دست دادن بنیادهای هویتیاش عملا زمینه شکست خود را فراهم کرده و قدرت و داشتههایش را ناخواسته به دشمنان تقدیم میکند.
مباحث محوری جلسات:
جلسه اول
دشمن کیست؟ از دیگری سیاسی و دشمن بیرونی، تا دشمن وجودی و درونی.
در محوریت این جلسه بررسی میکنیم که دشمن نه فقط یک واقعیت بیرونی و عینی بلکه مفهومی سیاسی و اجتماعی است که در زبان قدرت برای مرزبندیکردن میان ما و آنها بهکار میرود.
در جامعه ایرانی نیز مفهوم دشمن در دورههای مختلف شکلهای متفاوتی داشته است؛ از دشمن خارجی و استعمارگر گرفته تا مخالف داخلی؛ بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا آنچه امروز دشمن نامیده میشود، یک تهدید واقعی و مشخص است یا بیشتر نوعی سازوکار ذهنی و سیاسی برای توضیح بحرانها و حفظ انسجام درونی؟
محور بحث:
-مفهوم دشمن در سیاست چیست؟
-تفاوت رقیب، مخالف، بیگانه و دشمن چیست؟
-چه زمانی دشمنسازی مانع فهم واقعیت اجتماعی میشود؟
-آیا ما در ایران امروز با دشمن واقعی مواجهیم یا با نوعی سازوکار ذهنی و سیاسی برای توضیح بحرانها؟
جلسه دوم
سانسور و حقیقت؛ چه کسی حق سخن گفتن دارد و حقیقت را برایمان تعریف می کند؟
سانسور نهتنها بهمعنای حذف بلکه یک سازوکار تولید حقیقت است. قدرت با اعمال ممیزی، زبان اندیشیدن درباره خود را محدود میکند. هنگامیکه مجراهای گفتوگو مسدود شوند، جامعه ابزار نقد خود را از دست داده و در چرخه تکرار خطاهای گذشته باقی میماند؛ دراینمیان، خودسانسوری خطرناکترین نوع سانسور است؛ چون به درون ذهن افراد رسوخ کرده و پیش از دخالت قدرت بیرونی، فرد خود را در قفس کلمات محتاطانه زندانی میکند؛ بنابراین، باید پرسید که آیا اصلاح جامعه بدون بازپسگیری حق سخن گفتن ممکن است؟
محور بحث:
- آیا ممیزی ها در سطوح کلان و سیاسی است که مسبب سانسور درونی میشود یا بالعکس؟
- نسبت سانسور با حقیقت، قدرت و امنیت چیست؟
- خودسانسوری چگونه شخصیت فکری جامعه را شکل میدهد؟
- اگر جامعهای نتواند درباره خودش آزادانه حرف بزند، آیا امکان اصلاح خودش را خواهد داشت؟
جلسه سوم
جامعه ایرانی و ترس از گفتوگو
پیششرط همزیستی و تابآوری یک جامعه در برابر بحرانها گفتگو است. در بستر فرهنگی-اجتماعی ایران، دشواری این کار اغلب ریشه در نوعی اضطراب وجودی دارد. جایی که هویتهای متکثر در تقابلی دائم با یکدیگر دیده میشوند، افراد بهجای استدلال به قطببندیهای حاد و برچسبزنی تن می دهند. تحلیل این فرآیند به ما کمک میکند بفهمیم چرا پلهای ارتباطی میان بخشهای مختلف جامعه چنین شکننده هستند.
محور بحث:
- چرا گفتگو در ایران دشوار است؟
- نسبت دین، سیاست، سنت، غرب و هویت ایرانی در منازعات امروز چیست؟
- چرا ما بیشتر اهل حذفیم تا مفاهمه؟
- چرا اختلاف در جامعه ما خیلی زود به اتهام، طرد، خیانت یا دشمنی تبدیل میشود؟
جلسه چهارم
امکان سیاست پس از دشمنی و سانسور
سیاستِ پس از دشمنی، گذار از هنر حذف به هنر همزیستی است. این رویکرد هویت ایرانی را از موضع تدافعی و واکنشی خارج کرده و بهجای نفی مطلق دین یا غرب، آن را به بستری برای تکثر تبدیل میکند. در این چارچوب، هدف حکمرانی نه تلاش برای یکسانسازی آرا، بلکه مدیریت خلاقانه تفاوتهاست تا جامعه بتواند بهجای نفی دیگری، بر سر اصول زیست مشترک به تفاهم برسد.
محور بحث:
- حکمرانی مناسب برای ایران چگونه باید با تکثر، دین، جامعه مدنی و آزادی بیان مواجه شود؟
- هویت ایرانی در جهان معاصر چگونه میتواند مبنای گفتگو باشد نه حذف؟
- امید در ایران امروز چه معنایی دارد؟
- آیا میتوان در ایران امروز سیاستی ساخت که نه بر انکار دین بنا شود نه بر حذف غرب، نه بر سرکوب جامعه و نه بر دشمنسازی دائمی؟
پرسش اصلی جلسات:
- دشمن کیست؟ رقیب، مخالف، بیگانه یا تهدید وجودی؟
- سانسور چگونه جامعه را شکل میدهد؟
- چرا گفتگو در ایران دشوار است؟
- پس از دشمنی و سانسور، سیاست چگونه ممکن میشود؟
سلسله [گعده] فلسفه سیاسی ایرانی چیست؟
با فرشاد عادل
ساعت ۱۸ تا ۲۰
شنبه ها از ۳ مرداد به مدت ۴ جلسه
حضوری در خانه [جیوگی]
مدرس
فرشاد عادل
فرشاد عادل، دانشآموخته فلسفه و پژوهشگر فلسفه سیاسی است و در سالهای اخیر بر تحولات سیاسی خاورمیانه و نقش قدرتهای بینالمللی در این منطقه تمرکز داشته است. او بر این باور است که مسائل ایران در سیاست داخلی و خارجی، بیش از آنکه صرفاً ریشه در علوم سیاسی و روابط بینالملل داشته باشند، ناشی از فقدان یک فلسفه سیاسی بومی و منسجم ایرانیاند. عادل هماکنون دبیرکل اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین است و با مراکز علمی در چین، اروپا و ترکیه در زمینه ارائه خوانشهای نو از سیاستورزی در ایران و خاورمیانه همکاری پژوهشی دارد.
(برای ثبت نظر، باید دوره را خریده باشید.)
لینک گروه دوره